
ارتشی قوی و اقتصاد رو به رشد اسرائیل، واقعیات غیرقابل انکار هستند، ولی به زعم نویسنده مشهور الجزیره، دمکراسی پرآوازه اسرائیل، خیال پردازی محض است.
دیدارنیوز ـ سرویس بینالملل: این مطلب را با ترجمه اختصاصی دیدار بخوانید با این توضیح که لزوما مطالب درج شده در این مقاله مورد تایید دیدار نیست و تنها جهت اطلاع خوانندگان منتشر شده است.
منبع: الجزیره
نویسنده: مروان بشاره، تحلیلگر ارشد امور سیاسی و استاد روابط بین الملل
مترجم: حمید رضا بابایی
بنیامین نتانیاهو نخست وزیر سابق اسرائیل، در آستانه بازگشت مجدد به قدرت قرار دارد. بی بی، برای تشکیل دولت ائتلافی به حمایت احزاب راست گرای افراطی نیازمند است. با این حال آن طور که مروان بشاره، مولف و تحلیلگر امور سیاسی میگوید، اسرائیل برخلاف ادعای غرب، در توهم دمکراسی به سر میبرد.
ارتشی قوی و اقتصاد رو به رشد اسرائیل، واقعیات غیرقابل انکار هستند، ولی دمکراسی پرآوازه اسرائیل، خیال پردازی محض است.
اسرائیل مدعی است که یک دولت یهودی و دمکراتیک است، اما در حقیقت هیچ کدام نیست. همه جا خود را "سرزمین مردم یهودی" میخواند، در حالی که کمتر از نیمی از یهودیان دنیا را در خود جا داده است. امروز اسرائیل با جمعیتی بیش از ۱۵ میلیون نفر میان رود اردن و دریای مدیترانه حکمرانی میکند، که نیمی از آنها یهودی نیستند و اکثرشان نمیتوانند در انتخابات اسرائیل شرکت کنند.
اسرائیل حتی "اسرائیلی بودن" را به عنوان یک ملیت به رسمیت نمیشناسد و مفهوم لیبرال دمکرات را در عبارت "حکومتی برای تمام شهروندان" نمیپذیرد. در عوض دو طبقه از مردم را به رسمیت میشناسد: یهودیان که از تمام حقوق برخوردارند، و فلسطینیها که باید به حقوق ناچیز و یا هیچ گونه حقی رضایت دهند. این فلسطینیها بالاجبار به عنوان شهروندان درجه دو شناخته میشوند که سرزمینشان اشغال شده و مشمول سیاستهای استعمارگرایانه هستند و یا به صورت آوارگان ناخواسته کنار گذاشته شده اند، آن هم در حالی که حق مسلم آنها برای بازگشت به سرزمین خود، به معنای نابودی "کشور یهودی" است.
اگر همچنان تعجب نکرده اید، فراموش نکنید که در "کشور یهودی"، هیچ اتفاق نظری درباره این که "چه کسی یهودی است" وجود ندارد. یهودیان ارتدوکس، اصلاح طلب و سکولار، برداشتی مختلف و حتی متناقض از مفهوم یهودی گری دارند. این مسئلهای مذهبی و به سیاست قدرت متکی است. با این حال، منطق سیاسی و حقوقی در اسرائیلِ آپارتاید و استعمارگر، برای یهودیانی که بین رود اردن و دریای مدیترانه زندگی میکنند، در تمام عرصههای زندگی امتیازات خاص قائل است از جمله در امور شهروندی، مسکن، حقوق سرزمینی، زبان، فرهنگ، جابجایی و غیره.
از این منظر اسرائیل/فلسطین با آفریقای جنوبی در دوران آپارتاید که سفیدپوستان مشمول حدی از دمکراسی اجتماعی میشدند، هیچ فرقی نمیکند. اما نخبگان ریاکار غربی که به مسئله "تنها دمکراسی در خاورمیانه" اشاره میکنند، هرگز درباره "تنها دمکراسی در آفریقا" سخن به میان نمیآورند. این دو عین هم هستند.
اسرائیل برای جبران فقدان دمکراسی واقعی، انتخابات برگزار میکند، انتخابات دیدنی. اسرائیل هرچقدر انتخابات بیشتری برگزار کند، ماهیتی ظالمانهتر داشته و دچار گسیختگی بیشتر خواهد شد. همان طور که پس از انتخابات قبل گفته بودم، در اسرائیلِ امروز، "بلندپروازیهای شخصی بر سیاست غلبه میکند، و سیاسی کاری، ایدئولوژی را مغلوب میسازد. "
ازهم گسیختگی، به اسرائیل تکثر و تنوع میدهد ... و ستمکاری به ورزش ملی اسرائیل تبدیل شده است...
تعجب ندارد با نزدیک شدن به انتخابات روز شنبه، که پنجمین دور در چهار سال گذشته بود، گفتمان سیاسی اسرائیل سمی شد. رهبران اسرائیلی در هر جا که مایوس میشدند، آن را با توهینهای شخصی و ترور شخصیت جبران میکردند. "تفاله نژاد بشر"، "دروغگوی بیمار"، "قاتل" و "فاشیست" برخی واژههای ملایمی هستند که عرصه انتخابات اسرائیل را شکل میدهند.
حتی اتهامات نازیگری و ضدیهودی گری هم بارها در اردوگاههای مذهبیون و سکولارها علیه رقبا مطرح شده اند...
تبعیض نژادی آشکار علیه فلسطینیها از مسلماتی است که قطعا در فصل انتخابات اِعمال میشود. البته این قاعده، یک استثناء دارد آن هم زمانی است که فلسطینیها یعنی همین "اعراب خوب"، به ازای خوراکی بخور و نمیر، به وجدان خود خیانت میکنند و به مثابه خدمتکاران در منزل از آنها قدردانی میشود.
خشونتهای ظالمانه هم وضعیتی مشابه دارد و بر اساس تجربه، در فصل انتخابات قابل پیش بینی است. اسرائیل طبق سنت، بازوهای نظامی خود را به رخ کشیده و باریکه غزه را بمبباران کرده، به شهرهای فلسطینی و اردوگاههای آوارگان مکررا یورش برده، هزاران غیرنظامی فلسطینی را کشته و زندانی کرده است. اسرائیل همچنین تعداد بیشماری از منازل فلسطینی را ویران کرده و به بهانه مقابله با تروریسم، مردم فلسطین را در وحشت فرو برده است؛ و به این ترتیب، یک سال پس از کنار رفتن نتانیاهو، دولت ائتلافی اسرائیل عملکردی به همان بدی – اگر نگوییم بدتر- داشته است. نفتالی بنت نخست وزیر اسرائیل و سایر وزرای کابینه او، همان جنایات و حماقتها را در مناطق اشغالی فلسطین مرتکب شده اند.
"پسر کو ندارد نشان از پدر"... دولت آنها غزه را بمب باران کرده، به شهرهای کرانه باختری یورش برده، شهرکهای غیرقانونی صهیونیست نشین را گسترش داده و تمام مسیرهای منتهی به حل مسالمت آمیز بحران را مسدود کرده است.
گانتسِ "میانه رو" در زمان ریاست ستاد ارتش، از نابود کردن تمام شهرکهای مسکونی در غزه به خود میبالید و در سال ۲۰۲۱ نیز بار دیگر عملکرد مشابهی داشت و بر ویرانیهای بیشتر نظارت میکرد، این بار، اما به عنوان وزیر دفاع اسرائیل. به تازگی نیز یک ساکن غیرقانونی در شهرکهای صهیونیست نشین را به عنوان داوطلب رییس جدید ستاد ارتش معرفی کرد. اگر این میانه روی است، چرا مستقیما به تندروی رای نمیدهند، آن که دستکم ماهیت حقیقی دارد.
پس جای تعجب ندارد که بنیامین نتانیاهو، "شاهزاده تاریکی و نفرت" برای ششمین بار به نخست وزیری برسد، آن هم با وجود سوابق فساد شامل گرفتن رشوه و کلاه برداری. وی اگر نخست وزیر شود، قطعا دولتی تشکیل خواهد داد که تضمین میکند بی بی خارج از زندان باشد. ائتلاف او با احزاب راست تندرو، احتمالا دیوان عالی و قوه قضاییه را به تبعیت از اکثریت پارلمانی واداشته، تضعیف خواهد کرد.
ایهود باراک نخست وزیر سابق به تازگی "ائتلاف نامبارک میان نتانیاهو و بن گویر (رهبر حزب راست افراطی) و نیز نژاد پرستان مسیحایی" را محکوم و آن را "تهدید واقعی علیه اسرائیل" خوانده است. به گفته باراک، این پیروزی، "دورانی از سیاهی" را رقم خواهد زد. شاید ظالمانه باشد، اما قطعا این خصلت را به ارث برده است.
قطعا نتانیاهو بارها از باراک انتقاد و بدتر از آن نیز عمل کرده است. بی بی (نتانیاهو) در زندگی نامه مملو از شرارت خود که به تازگی منتشر شده است، بسیاری از – اگر نگوییم اغلب - هم رَدههای قبل و بعد از خود، شرکا و همکارانش را به باد انتقاد شدید گرفته است. این کتاب ۷۳۶ صفحهای مملو از دروغ، مبالغه، مطالب نیمه درست، غرور، خودبزرگ بینی و توهمات است.
"دمکراسی اسرائیل" نیز امروز در همین وضعیت وحشتناک قرار دارد. متعصبان راست گرای افراطی و ژنرالهای خونخوار، اکثریت مطلق پارلمان اسرائیل را در اختیار دارند و برای کرسیهای چپ گرایان که به شدت متزلزل است، رقابت میکنند. اسرائیل هر چقدر انتخابات بیشتری برگزار میکند، از دمکراسی فاصله بیشتری گرفته و نسبت به فلسطینیها رویکرد مستبدانه تری دارد، افسوس.